فاطمه جان احمدى

215

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

او را شاه نيمه‌مشرك « 1 » لقب داده‌اند . فردريك دوم لباس‌هاى اسلامى مىپوشيد و به شدّت طرفدار رعايت اصول و مبادى فرهنگ اسلامى بود . با شركت در جنگ‌هاى صليبى ( 1225 م ) علاقه‌مندى او به آداب و رسوم اسلامى بيشتر شد و بر روابط حسنه با فرمانروايان مسلمان ايوبى مصر افزود . از طريق همين حسن ارتباط ، روابط تجارى نيز گسترده‌تر و مستحكم‌تر شد و از اين پس كالاهاى تجارى سرزمين‌هاى اسلامى به سيسيل و از آنجا به اروپا منتقل مىگرديد . گاه نيز فرمانروايان ايوبى به رسم هديه اشيا و يا كالاهاى گرانبهايى را به دربار او روانه مىكردند . براى نمونه در ميان فهرست هداياى ايوبيان ، زرافه مصرى است كه براى اولين بار به اروپا فرستاده شد . فردريك به توسعه علوم نيز علاقه بسيارى داشت . وى پرسش‌هاى مختلف علمى خود را براى دانشمندان مسلمان بغداد ، شام ، قاهره و اندلس مىفرستاد و از آنان پاسخ مىخواست . « 2 » همو به انجام تحقيقات اسلامى عشق مىورزيد ، از اين رو محققان بىشمارى را در دربار خود گردآورده بود . كتاب‌هاى بسيارى نيز در عهد وى از زبان عربى به لاتين برگردان شد كه بعدها همين آثار زيربناى شروع نهضت رنسانس در ايتاليا گرديد . « 3 » فردريك ضمن راه‌اندازى حركت علمى در ايتاليا با الگوبردارى از دانشگاه‌هاى اسلامى ، دانشگاه ناپل ( 1224 م ) را تأسيس نمود . اين دانشگاه نخستين مؤسسه پژوهشى اروپا بود كه در آنجا رسالات اسلامى و نوشته‌هاى محققان و نويسندگان مسلمان چون ابن‌رشد و ساير فلاسفه مسلمان تدريس مىشد . بعدها اساس آموزش اين دانشگاه روش و الگويى براى گرداندن دانشگاه‌هاى بزرگى چون آكسفورد و پاريس شد . بنا بر آنچه گذشت ، سيسيل بعد از اسپانيا بزرگ‌ترين كانونى بود كه همه فرهنگ و تمدن اسلامى و علوم مرتبط با آن را به اروپا منتقل كرد . دانشمندان آگاه به سه زبان يونانى ، لاتينى و عربى نقش بسزايى در ترجمه علوم از عربى به لاتين ايفا نمودند . براى نخستين بار از طريق سيسيل ، كتاب كليله و دمنه توسط امير اوجين ، مترجم زبردست پالرمو به لاتين ترجمه شد . اين‌گونه فعاليت‌هاى علمى بيشترين تأثير خود را بر ادبيات ، شعر و هنر ايتاليايى بر جاى نهاد . 4 . جنگ‌هاى صليبى و گسترش فرهنگ اسلامى اروپا در زمينه تمدن مادى در جريان جنگ‌هاى صليبى به مسلمانان وامدار است ؛ زيرا در طى

--> ( 1 ) . 1 . Half - heathen King . ( 2 ) . نورالدين آل‌على ، اسلام در غرب ( تاريخ اسلام در اروپاى غرب ) ، ص 354 . ( 3 ) . همان ، ص 355 .